لقمان یدالهی
ایمیل نویسنده
نشان
نویسنده لقمان یدالهی
آرشیو وبلاگ
      در عدم (...)
روایت های افکتیو در قرآن کریم نویسنده: لقمان یدالهی - ۱٤ بهمن ۱۳٩٠

لینک مطلب در سایت رادیو ایران 

اهل رسانه بر این باوراند که مصالح و ابزار رسانه های صوتی مانند رادیو؛  کلام، موسیقی و افکت است. در بررسی قرآن کریم هم می توان ادعا کرد که این سه عنصر در آن لحاظ شده است. هر چند درباره کلام و موسیقی قرآن زیاد گفته و نوشته شده اما بهره گیری از جلوه های صوتی در این کتاب نکته ای است که کمتر مورد بررسی قرار گرفته است.

 

واج آرایی در قرآن کریم

 

وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ


و (به یاد آر) ذا النون (صاحب نهنگ، یونس پیامبر) را هنگامى که خشمناک (از میان قوم خود بیرون) رفت، پس گمان کرد که ما هرگز بر او تنگ نخواهیم گرفت، پس (کارش به جایى رسید که) در میان تاریکى‏ها (ى سه‏گانه شب و قعر دریا و شکم نهنگ) ندا درداد که (اى خدا) جز تو معبودى نیست، تو (از هر عیب و نقصى) منزه و پاکى، حقّا که من از ستمکاران بودم.

 

آیه فوق اشاره دارد به ماجرای یونس پیامبر که به علت آزار و اذیت مردم شهرش ایشان را ترک کرده بود و به همین دلیل دچار تنبیهی الهی شد. خداوند برای بازگرداندن یونس (ع) وی را چهل روز در شکم یک نهنگ عظیم الجثه حبس می کند و فرمان می دهد که او را حفظ کند. یونس (ع) پس از انابه به درگاه خداوند از شکم نهنگ آزاد می شود و به سوی قوم پشیمان خود می رود.

 

آن چه که در این آیه مورد توجه ما است استفاده مکرر از حروف  قریب المخرج ( ظ ، ذ ) است. استاد بهاء الدین خرمشاهی در مقاله ای به این آیه اشاره می کند و تذکر می دهد که تکرار این دو حرف اتفاقی نبوده و بیانگر اصواتی است که یونس پیامبر در قعر دریا در دل نهنگ می شنیده است.از نگاه ایشان این «واج آرایی» و استفاده مکرر این صداها فضای صوتی ای را بازسازی می کند و شنونده را در تجربه حضور در شکم نهنگ سهیم می کند.

تحقیقات جانورشناسان نیز موید این نظریه است چنان که عنوان می کنند که برخی ماهیان بزرگ مانند نهنگ ها و دلفین ها با اصواتی زوزه مانند با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند.

در واقع «واج آرایی» موضوعی شناخته شده در ادبیات است که در تعریف آن می گویند؛ واج آرایی تکرار یک یا چند واج در شعر یا در نثر است، و به گونه‌ای است که نوعی موسیقی درونی را ایجاد می کند و بر تأثیر کلام می افزاید.

وقتی واج‌آرایی بیانگر و یا یادآور صدای خاصی در طبیعت باشد، به آن «نغمه حروف» گفته می‌شود. از نمونه های شعر فارسی که در آن «نغمه حروف» مورد استفاده قرار گرفته می توان به این شعر منوچهری اشاره کرد که در آن  واج «خ» و «ز» تکرار شده‌است. واج «خ» یادآور خرد شدن برگ پائیزی درختان در زیر پا است و واج «ز» یادآور زوزه بادهای پاییزی است:

 

خیزید و خز آرید که هنگام خزان است              باد خنک از جانب خوارزم وزان است

 

بر بال خیال

 قرآن پژوهان دو گروه هستند؛ آن هایی که با فرو رفتن در اقیانوس پرتلاطم قرآن تلاش می کنند تا در ژرفای آن گوهرهای معرفت را بیابند و کسانی که در سفر معنوی خود به این اقیانوس عظیم علاوه بر کسب معرفت، مناظر زیبای آن را به تماشا می نشینند و برای تشنگان وحی نقل میکنند.

قرآن پژوهان اما تا کنون بیشتر درباره جنبه های معقول آن سخن گفته اند. فقها آیات الاحکام را بررسی می کنند، مورخین داستان های عتیقش را، و مفسرین شان نزول آیات را و متکلمین موارد مربوط به توحید و معاد را در آن می جویند. اما قرآن کتابی است که علاوه بر بیان گزاره های معقول دینی، تخیل و احساس مخاطب را هم با خود درگیر می کند. کتابی که 1400 سال پیش از عصر ارتباطات بر محمدبن عبدالله (ص) فرود آمد. برای احساس و خیال مخاطبش همان قدر ارزش قائل شد که برای تعقل او و همان قدر که برای اقناع عقلی برهان می آورد برای خشوع قلبی او هم از هنری مافوق، استفاده می کند. چرا که تخیل و احساس همان چیزی است که راه قلب را به سوی نور الهی می گشاید و ذهن را آماده شنیدن برهان می کند.

در عصر ارتباطات، حالا که رسانه قبله گاه انسان شده، می توانیم بیاموزیم که چگونه می شود از هنر ناب برای انتقال معارف دین استفاده کنیم و چگونه می توانیم با متاثر کردن احساس و خیال مخاطب قلبش را برای شنیدن براهین الهی آماده کنیم.

 

 

 

  نظرات ()
توهین به اسلام در تیزر رسانه ملی نویسنده: لقمان یدالهی - ۸ بهمن ۱۳٩٠

 

یک اتفاق عجیب هر شب در تلویزیون ملی تکرار می شود؛ تیزر یک فرش ماشینی که در وحله اول موضوع خاصی در آن دیده نمی شود.

سناریویی که برای این تیزر نوشته شده سناریوی جالبی است؛ دو مغول که بیننده را به یاد چنگیز می اندازند فرش ایرانی را زده اند زیر بغلشان و به سمت دوربین فرار می کنند. بعد از آن نوبت رومی ها است که فرش ایرانی را به عنوان نماد هنر و فرهنگ ایرانی به تاراج ببرند. دو سرباز رومی که یادآور اسکندر مقدونی هستند حرکت قبل را تکرار می کنند. پلان آخر تیزر هم به اینجا می رسد که مغول ها، رومی ها و سایر دشمنان تاریخی ملت ایرانی در شمایل باستانیشان دور فرش ماشینی حلقه زده اند و خیال کرده اند که این فرش ماشینی مرغوب، یک فرش اصیل دستباف ایرانی است و انگشت حیرت می گزند.

یکی از این دشمنان باستانی، یک عرب دشداشه پوش با لوازم کامل! مثل چفیه و عقال است که پشت به دوربین ایستاده و فرش را برانداز می کند.

"تداعی معانی" این جا به کار می آید. ذهن بیننده به طور خودکار تحلیل می کند که رومی و افغان و مغول و عرب، دشمنان تمدن ایرانی هستند. و چون شمایل باستانی این ملیت ها نمایش داده شده ورود اسلام به ایران با حمله چنگیز و اسکندر و محمود افغان مقایسه می شود. (اگر از لباس های باستانی استفاده نشده بود، می توانستیم آن را به دشمنی فعلی عرب های خلیج فارس حواله کنیم)

تیزرهای تلویزیونی مثل هر محصول رسانه ای دیگری می توانند پیام های هم عرض و کاملا متفاوتی را ارائه کنند. همچنین سازندگان تیزر به دلیل کم بودن زمان پخش تبلیغات تلویزیونی مجبورند با استفاده از نظام نشانه ها و علائم، مفاهیم مطولی را با استفاده از یک تصویر گذرا القاء کنند. شما برای آن که یک موضوع تاریخی را به یک بچه مدرسه ای تفهیم کنید مجبورید تاریخ را روایت کنید و احتمالا برای افراد مسن تر ناچارید صغری کبری بچینید این در حالی است که یک تیزر کوتاه حکم راه میان بر را دارد و معمولا به جای عقل، احساس مخاطب را نشانه می گیرد ... .

ظاهرا هنوز ناظران و مدیران سازمان متوجه این گاف اساسی نشده اند و احتمالا تا صدایش در بیاید این فکر انحرافی همچنان در پربیننده ترین ساعت پخش برنامه از رسانه ملی به صورت رایگان روی آنتن خواهد رفت.

فعلا که شهر شلوغ است و همه درگیر فضای انتخابات مجلس و قیمت دلار و سکه هستند و کسی گوشش به این حرف ها بدهکار نیست. خدا از سر تقصیرات ما بگذرد.

 

  نظرات ()
قتل، یقتل، قتلا... نویسنده: لقمان یدالهی - ٢٩ دی ۱۳٩٠

 

اگر قاتل از مقتول ارث می بُرد نسل بشر همان روز اول از روی زمین بیخ کن می شد. در این باره توضیح نمی دهم، موضوع بدیهی است. تمام نظام های حقوقی دنیا قاتل را از ارث محروم می کنند. در شریعت اسلامی هم این قاعده پابرجا است. درباره اش حدیث هم داریم.

این مساله جزو امهات حقوق جزا و فقه است و احتمالا جزو مسایلی است که میگویند حفظ بقای نوع بشر به آن وابسته است.

با این همه سریال ثریا بدون توجه به این قاعده ساخته شده و دو ماه آزگار، امر بر آقارضا مشتبه شده که الآن است ثریاخانوم ادعای ارث و میراث کند. ملت هم تحت تاثیر دوربین معلق و فضای غمزده و موهوم، منتظر تصمیم ثریا هستند.

از این که با سریال های خنده دار، اشک مردم را در می آوریم می شود نکته های بدیعی را استخراج کرد. بالاخره این کارها از دست هر کسی بر نمی آید.

 

--------------------------------

توضیح غیر واضح:

محروم شدن از ارث موقعی است که قتل عمد باشد. بنا براین قبل از اثبات عمدی بودن جرم ثریا کسی نمی تواند او را از ارث محروم کند یا این که او را ذی حق بداند.

 

  نظرات ()
اگر عقل نیست؛ منبع لایزال جیب ملت که هست نویسنده: لقمان یدالهی - ۱ آذر ۱۳٩٠

 

طرح پیشفروش نفت خام روی میز رئیس جمهور امضا شده و آماده اجرا است. احتمالا در شرایطی که نفت ایران در بازار جهانی مشتری ندارد، ناچار می شویم سفره هایمان را به جای نان و پنیر از مشتقات نفتی پر کنیم.

اما چرا به جای عبارت «فروش» از عبارت «پیشفروش» استفاده کرده اند؟

قدیم ترها باغدارها پرتقال کالشان را روی درخت به صورت سلف و سلم به دلال میفروختند یا قالی باف ها قبل از این که قالی را از دار بیاورند پایین، پولش از دلال می گرفتند. حکایت «پیشفروش نفت» هم این است که نفت قبل از استخراج و استحصال همان جا زیر زمین به مردم فروخته می شود.

واضح است که نفت خام نه اجاق ایرانی جماعت را روشن و نه باک خودروش را پر می کند. اصلا نفت خام را تا حالا کی داده و کی گرفته! در شرایطی که بانک های دولتی از مدیریت منابع مالی مردم عاجز مانده اند طرح «پیشفروش نفت خام» بهانه ای است برای جلب سرمایه های مردم و جمع آوری پول های سرگردان و راکد.

دولت در این طرح پول سرگردان مردم را نه در مسیر تولید بلکه در مسیر مصرف به جریان خواهد انداخت. این سرمایه ها برای تامین هزینه های جاری بدنه سنگین دولت جمع آوری می شود تا کسری بودجه ناشی از سو’ مدیریت ها و حیف و میل ها جبران شود.

در یک کلام می شود گفت دولت دهم به بهانه پیشفروش نفت اوراق قرضه را بین مردم توزیع می کند.

طبیعی است که هیچ دولتی حاضر نیست ورشکستگی خود را اعلام کند پس چه بهتر که به بهانه بردن نفت بر سر سفره خلایق، هزینه های اداره کشور را از مردم استقراض کنند.


ضمن آن که با فروش نفت خام به مردم (به قیمت بازار جهانی) قیمت حامل های انرژی در ایران با بازارهای جهانی یک کاسه می شود و در فاصله کوتاهی سهامداران شرکت ملی نفت! باید نفت ملی را به قیمت جهانی ابتیاع کنند. اصلاح می کنم: سهامداران بشکه های خالی نفت.

چین و ترکیه و پاکستان اگر زیر قراردادشان زدند و قراردادشان را، یکطرفه فسخ کردند چیزی نیست. در عوض یونان ورشکسته شد تا نفت ایران را نسیه ببرد.

فرمودند ان مع العسر یسری؛ تا یونان بدهی هایش را به ایران تادیه کند دولت می تواند از جیب ملت ارتزاق کند تا هنوز ته این کاسه چیزی برای لیسیدن هست.

 

تتمه:

خبر آمد که امروز هر یک از کارمندان شرکت نفت مالک چهار بشکه نفت خام شدند. ظاهرا پول این چهار بشکه از حقوق سر برج این کارمندان کسر شده است.

و امروز اعلام شد که گاز هم پیش فروش می شود باید منتظر بمانیم و ببینیم چه اقلام مادی یا معنوی دیگری به سبد پیشفروش ها اضافه می شوند.

 

  نظرات ()
محبوب قلب عرب ها نویسنده: لقمان یدالهی - ٢٧ شهریور ۱۳٩٠

 

 

عرب ها هرچند فیلم سازهای خوبی مثل عمر نعیم دارند اما اصلا صاحب سینما نیستند (نه این که ما هستیم!) سینمای عربی از سینمای هند و ترکیه که رو به قد کشیدن و به بار نشستن گذاشته اند، ضعیف تر است. حتی ذائقه عرب ها هم مثل سینمایشان ضعیف است. یا بهتر است در مقام مقایسه بگوییم که سطح سلیقه سینمایی عرب ها از سطح انتظار تماشاگران ترک و هندی و ایرانی پایین تر است. در ایران هر فیلمساز و بازیگری را داخل آدم حساب نمی کنند اما عرب ها نگاه خاصی به بازیگران ایرانی پیدا کرده اند.

همین بود که وقتی سریال پر اشکال و ایراد یوزارسیف از تلویزیون ایران پخش می شد همه عرب ها عاشقش شدند اما بچه مدرسه ای ها در ایران هر جمعه به قصد گاف گرفتن از فیلم پای تلویزیون می نشستند.

اصلن همان قدر که پیرمردهای ما از بازی استیو مک کوین و گرگوری پک لذت می برند و جوان هایمان با برد پیت و جانی دپ حال می کنند، در کشورهای عربی هم بازی بازیگران ایرانی تحسین می شود.

اخیرا هم مهناز افشار و حامد بهداد مورد توجه عرب ها قرارگرفته اند. برای فهمیدن این مساله نیازی به مراجعه به آمارهای رسمی رسانه ملی و مراکز افکار سنجی نیست. سایت alexa نشان می دهد که اسم این دو نفر در ifilm.com  بیشتر از بقیه بازیگرها سرچ شده و ظاهرا عرب ها دوست دارند به اطلاعات بیشتری از این دو بازیگر دست پیدا کنند. قبل از این «حمید فرخنجاد» در بین عربها محبوب قلبها بود که حالا جایش را به مهناز افشار داده.

مهم نیست کدام بازیگر ایرانی در خارج از مرزها مورد توجه قرار گرفته اما این که آی فیلم در خارج از ایران دست به ذائقه سازی زده قدری عجیب است و برای ما که به کم قانع ایم، تحسین برانگیز.

 

  نظرات ()
داگویل؛ داستان نابودی یک سگدانی نویسنده: لقمان یدالهی - ٢۱ امرداد ۱۳٩٠

 

فیلم ها یک تاریخ اکران دارند که هیچ وقت تکرار نمی شود و یک تاریخ پیدایش. تاریخ پیدایش معمولا شخصی تر از آن است که کهنه بشود و قابل تکرار نباشد.

فیلم داگویل اثر لارس فن تریر از آن فیلم هایی است که تاریخ اکرانش مربوط می شود به 8 سال قبل اما تاریخ پیدایش آن برای من به دو- سه روز قبل برمی گردد.

از آن جایی که احتمالا من آخرین نوع بشر هستم که این فیلم را دیده ام ترجیح می دهم زیاد درباره داستانش ننویسم. شکلمان نوشته ام هم هیچ شباهتی به نقد ندارد. توضیح دیگری ندارم...

 

- گریس دختر یک گنگستر خطرناک است و در حالی که از دست آدمکشهای پدرش فراری است مورد تعقیب پلیس قرار گرفته است. گریس به داگویل پناهنده می شود و مردم این روستا در ازای پنهان کردن دختر از او بیگاری می کشند. گریس مجبور است در طول روز به مردم خدمات مختلفی ارائه کند. نگهداری از فرزندان و بیماران، نگهداری از سالمندان و نظافت خانه ها، کار در مزارع و باغات و ...  این در شرایطی است که هر روز شرایط برای گریس سخت تر و مردم داگویل حریص تر می شوند.

- او در قبال کمک هایی که به مردم بینوا می کند از مراحل اخلاقی مختلفی عبور می کند. هفت مجسمه ای که گریس در طاقچه ی اتاقش نگهداری می کند نشانه هفت گناه کبیره مسیحی است که گریس با کمک کردن به مردم از آنها پالایش می شود.

- شبی که زنان ده به خانه گریس حمله می کنند و به اتهام اغفال مردان داگویل او را مورد آزار و اذیت قرار می دهند تمام این مجسمه ها را یک به یک جلو گریس می شکنند و از همان لحظه کینه و غضب و ... در وجود او زنده می شود و گریس در سکانس پایانی از پدرش می خواهد که تمام مردم روستا را قتل عام کند.

 - داستان داگویل شباهت هایی با ماجرای گناه ازلی مسیحی دارد. آن جا آدم و حوا به دلیل خوردن یک سیب بهشتی از بهشت رانده شدند و اینجا جامعه روستایی داگویل به دلیل سوء استفاده از فداکاری های گریس از روی زمین محو می شوند.

 - سکانس نمادین پنهان شدن دختر در کامیون حمل سیب اشاره ای است به محتوای بند قبل. و در حالی که دختر در کامیون حمل سیب پنهان شده تا از دست مردم روستا فرار کند توسط راننده کامیون مورد تجاوز قرار می گیرد و دوباره به روستا بازگردانده می شود.

-  داگویل داستان علاقه نوع بشر به برده داری و بهره کشی از همنوعانش است. داستان یک جامعه بدوی و روستایی که در آن ضعیف، ضعیف تر را استثمار می کند.

 

  نظرات ()
دنبال تحلیل و استنتاج نیستم که! نویسنده: لقمان یدالهی - ۱٧ تیر ۱۳٩٠

دنبال تحلیل و استنتاج نیستم اما چرا مردم در ازای بانک های دولتی، صندوق های قرض الحسنه راه انداختند؟ چرا در ازای کمیته امداد دولتی، موسسه های خیریه تاسیس کردند؟ چرا در ازای رسانه دولتی، وبلاگ ها و سایت های خصوصی علم کردند؟ چرا در ازای قوه ی قضا، بازداشتگاه ها و کمپهای خصوصی ایجاد کردند؟ از همه مهم تر چرا در ازای مساجد دولتی، حسینیه و هیات را بنا کردند و منبر آخوند محل را بردند توی خانه خودشان؟

دنبال تحلیل و استنتاج نیستم اما می توانید به جای عبارت "در ازای" بخوانید "در مقابل".

زیاد هستند مردمی که پول نفت را سر سفره های افطار مساجد ببینند لقمه از گلویشان پایین نمیرود و اگر رویت را برگردانی انگشت می زنند ته حلق تا گوشت نشود به تن و اندامشان. خودشان عشق می کنند پول را مستقیم دست نیازمند بدهند و ذوق می کنند اعتبارشان را برای صندوق قرض الحسنه بی وجودی خرج کنند که بی منت گره از بخت سیاه بختان باز می کند و نفس می کشند وقتی امنیت زن و بچه و بچه محلشان را خودشان تامین می کنند تا شش ماه آزگار منت دربان و داروغه و گزمه نکشند و ... .

جواب این سوال ها ناکارآمدی دولت و بی اعتمادی رعیت نیست. دنبال تحلیل و استنتاج نیستم که!

 

  نظرات ()
وقتی ال90 نبود امام علی چه می کرد؟ نویسنده: لقمان یدالهی - ۱٦ تیر ۱۳٩٠

امروز خبری را در سایت جهان دیدم که نوشته بود: «شرکت ایران خودرو به مناسبت ولادت امام حسین، فروش ال90  را بر اساس توزیع عادلانه ... آغاز می کند» سایت مورد نظر تیتر مطلب را گذاشته: «توزیع عادلانه تندر 90 ایران خودرو». بعد تذکر داده که برای رعایت عدالت به هر متقاضی تنها یک خودرو فروخته می شود!

هر بچه ای می فهمد خبر مورد نظر سفارشی و پولی است چون یک رسانه ی پر مخاطب می تواند نقش یک دکان دو نبش را بازی کند و حتی برای سوداگریش بر امام حسین هم منت بگذارد؛ اما فروش یک اتومبیل چه ارتباطی با عدالت ورزی دارد وقتی همین کارخانه های خودروسازی بیشتر از جنگ هشت ساله از مردم قربانی گرفته اند ؟!

از همه مهم تر آدم متحیر می شود که اگر فروش ال90 نمونه عدل و عدالت است وقتی ال90 نبود امام علی چه می کرد؟

 

  نظرات ()
وقتی از نجابت حرف می زنیم از چه چیزی حرف می زنیم؟ نویسنده: لقمان یدالهی - ٢٩ خرداد ۱۳٩٠

 

نگاهی به بحران معرفت در جامعه ایران

 

1- علائم و قراردادها در ایران: رانندگان ایرانی در مقابل علائمی مثل چراغ زرد سه عکس العمل متفاوت نشان می دهند:

گروهی که موقع رسیدن به چراغ زرد سرعتشان را زیاد می کنند تا در دام چراغ قرمز نیافتند، مردمی که با همان سرعت معمول و با خونسردی چراغ زرد را بدرقه می کنند و از چراغ تازه قرمز شده هم می گذرند و عده ی کمی که با نیت رعایت قانون برای توقف آماده می شوند اما موجب تصادف در تقاطع ها می شوند.

چراغ زرد یک قرارداد و نشانه ساده و همه فهم است که در تمام دنیا معنایی یکسان و استاندارد دارد اما با این حال هر کدام از ما در مقابل این قرارداد، تفسیر و تاویلی متفاوت داریم.

2- تنوع زبانی در ایران: موضوع عجیبی نیست اگر هر کدام از پنج سرنشین یک تاکسی متعلق به فرهنگی متفاوت باشند: ترک، لر، عرب، کرد، بلوچ. با این حال زبان معیار - نوعی فارسی دری- به کمک ما آمده تا با یکدیگر نوعی مفاهمه داشته باشیم و بتوانیم یکدیگر را درک کنیم اما...

3- تنوع فهم و ادراک در ایران (تصورات): غیر از این تنوع زبانی و فرهنگی یک جور تنوع ادراکی هم در بین مردم ایران وجود دارد. یعنی اگر در جمع مردم به زبان فارسی دری صحبت کنید بعید است تمامی شنوندگان برداشت یکسانی از صحبت شما داشته باشند. کافی است درباره موضوعی مثل نجابت، اخلاق و عاقبت به خیری، با دیگران صحبت کنید تا بفهمید مفهوم این کلمات چقدر نسبی و تابع برداشت های شخصی ما است.

گذشته از نبود مفاهمه در بین مردم، این تشتت کلامی و معنایی در بین بزرگان بیشتر دیده می شود. مثلا وقتی به استقلال، مردم،‌ شهادت،‌ ولایت، فقر، دشمن، بیکاری و اشتغال،‌ حجاب، آزادی و ...  اشاره می کنند، مشخص نیست از این الفاظ چه منظوری دارند و چه معنایی را اراده می کنند.

4- تنوع تحلیل در ایران (تصدیقات): شنیدن سخنرانی های مقامات رسمی کشور، سیلی از تحلیل های متنوع را در اختیار شنونده قرار می دهد که می تواند هوش و حواس شنونده را به کل مختل کند. مثل این که ضعف های دستگاه اجرایی را به اجنه و شیاطین نامرئی نسبت می دهند و حذف صفرها از روی اسکناس را دوای درد تورم می دانند و این که خیال می کنند می شود روی نرخ دیه کنترل کامل داشت و آن را بخشنامه ای کرد و  ... .

 ناتوانی ما ایرانی ها در ایجاد روابط اجتماعی و خانوادگی، ضعف در تبلیغات دینی، شدت گرفتن تنش های سیاسی و حزبی، ناتوانی در مذاکرات دیپلماتیک، عدم موفقیت رسانه ها در ایجاد ارتباط موثر با مخاطب نشانه هایی آشکار برای کشف یک بحران شناختی و معرفتی در ایران است.

نمی دانم با این همه هرج و مرج، می شود روی این -اجتماع توده های منفرد انسانی- اسم امت گذاشت؟! در این کشور امت و امامت چطور تحقق پیدا می کند که در تلویزیون روزی هزار بار به مردمش می گویند امت حزب الله!؟  یک نفر بگوید وقتی یک جامعه ای به سمت زوال می رود این بحران معرفتی قدم اولش است یا میخ آخری که به تابوتش کوبیده اند؟

  نظرات ()
پای جن و پری را به سیاست باز نکنید نویسنده: لقمان یدالهی - ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٠

«آگوست کنت» خوان ها، ماجرای ادوار چهارگانه تاریخ را خوب می دانند. کنت می گوید انسان در دورانی که از تحلیل و فهم پدیده های طبیعی عاجز بود اساطیر را خلق کرد. مثلا یونانی ها که نمی دانستند آتش از چه عناصری و در چه شرایطی ایجاد می شود، خدایی اساطیری به نام پرومتئوس را عامل ایجاد آتش دانستند و گفتند که پرومتئوس دور از چشم زئوس آتش را برای بشر از آسمان آورده است و ... .

اسطوره بافی ها در دوران باستان عمدتا به دلیل جهل بوده اما در روزگار رسانه و عصر انفجار اطلاعات، دلیلی جز تجاهل و پنهان کردن حقیقت ندارد. مثل این که بچه به مادرش می گوید من چطور به دنیا آمدم و مادر به خاطر رعایت حال طفل می گوید: لک لک آورد. حالا لک لک نگو، که مناسب گروه سنی الف است؛ شاید برای بزرگسالان و سالمندان، حکایت تصرف جنیان و تسخیر جادوگران، مناسب تر و باور پذیرتر باشد چرا که پیرمردها و عقلای قوم ثابت کردند که می توانند برای توجیه مسائل و پاک کردن صورت مساله، یک موضوع ساده سیاسی را تا سرحد امکان به ابتذال بکشانند.

آن هایی که رئیس دولت نهم و دهم چشمشان بود این روزها خطاها را از چشم خودشان نمی بینند و ساده تر این است که خطا را به غیب و ماوراء و ماموران نامحسوس و اجنه ی ناملموس نسبت بدهند. چه بهتر که انگ را به چیزی بچسبانی و وصله به کسی بزنی که دستش از دفاع کوتاه باشد.

اما قطعا دو گروه از وسط کشیده شدن پای جن و پری به سیاست داخلی ایران سود می برند. گروه اول آن هایی که همین دیروز تمام حیثیت خود را وسط گذاشتند و حالا نمی خواهند بپذیرند که بار غله را در سیلوی پرموش انبار کرده اند و گروه دوم آن هایی که موضع تقابل با جریان حاکم را دارند و فعلا کارشان مسخره و مضحکه گروه اول است با این حال سبیل خویشتنداری را در پیش گرفته اند تا رشته امور را دوباره در دست خود ببینند.

این که چرا عقلای قوم این روزها بیشتر از آن که شخص رئیس جمهور را متهم کنند به رئیس دفتر او طعنه می زنند و حکم به طلسم و جادو می کنند موضوع عجیبی نیست؛ تاریخ ما پر بوده از خواصی که خطایشان را به پای اطرافیان و بیت معظم له و دفتر مربوطه نوشته اند و این رودربایستی تاریخی حکم تعارف های شابدوالعظیمی اهل سیاست را داشته که اگر خوب دقت کنید سر خطش را می شود از عهد خلفای راشدین تا زمان شیخ نجف آبادی و بعدتر دید.

خطی که عده ای از بزرگان در پیش گرفته اند بی شک به بحرانی اجتماعی و سیاسی منتهی می شود. مشکل اینجاست که این شایعات غیبی و ماورائی را نه می شود اثبات کرد و اگر در ذهن مردم جا افتاد و افکار عمومی شایعات را پذیرفت دیگر قابل انکار هم نیست و بعد از آن کسی از این اتهامات در امان نمی ماند.

حالا که عقلای قوم عقلشان را دست سیاست مداران عوام داده اند و شهادت دادند که شخص دوم مملکت در دام ساحران افتاده فردا روزی این اتهام ها را گروه دیگری به شخص اول مملکت حواله می کنند.

  نظرات ()
آن چه شیران را کند روبه مزاج احتیاج نیست! نویسنده: لقمان یدالهی - ۳٠ فروردین ۱۳٩٠

عکس زیر را امشب، در بازار موبایل ایران گرفتم.

 بنر توی عکس، یک برنامه رادیویی را تبلیغ می کند که از محل بازار موبایل ایران روی آنتن شبکه جوان می رود.

بالا رفتن هزینه تولید و کمبود بودجه باعث شده تا شبکه های مختلف تلویزیون و رادیو به سمت تامین بودجه از طرق مختلف حرکت کنند. با این که هزار و یک روش برای درآمدزایی در رسانه های مختلف وجود دارد اما انتخاب چیزهایی که نوک ما دماغ چسبیده در اولویت قرار گرفته است؛ دست مریزاد.

مهم ترین مساله در صنعت رسانه در تمام دنیا موضوع درآمد زایی است. لذا در تلویزیون و سینمای غرب به گونه ای از روش های کستینگ استفاده می شود که فیلم قبل از پایان مرحله تولید به سوددهی می رسد و تمام هزینه های خود را بازمی گرداند.

این روش ها حتی می توانند به درآمدزایی در مطبوعات و حتی رادیو کمک کنند.

 ما رسانه ای ها چقدر با کستینگ آشنا هستیم؟!

استدیو رادیو بازار موبایل ایران

  نظرات ()
آقا شما فیلم نساز؛ برو ماستت را بخور نویسنده: لقمان یدالهی - ٢۱ فروردین ۱۳٩٠

پیش می آید که آدم کلا از انجام یک کار معمول و عادی متنفر می شود. چندش؛ تنها کلمه ای است که می شود برایش احضار کرد. مثل این که گاهی با خوردن هر نوع غذایی دچار انزجار می شود و اگر هم بخورد طبعش سردی می کند و نیاز به مسهل پیش می آید برای دفع سنگینی مزاج.

و طبق همین قاعده روزهایی در زندگی آدم هست که  دل به دیدن هیچ نوع فیلمی رضا نمی دهد و اگر فیلم ببیند باید دوره بیافتد و برود هوا خوری و تنظیم باد کله (با بادهای دیگر مشتبه نشود) تا ثقل فیلم از سرش بیافتد و ذهنش سبک شود.

اما فیلم های سیدنی لومت جزو آن هایی است که ثقل ذهن نمی آورد و بعد از دیدن نیاز به هیچ نوع عرق نعنا و شاتره نیست و با هر بار دیدن بیننده لذت اولین تماشا را زیر دندانش حس می کند.

بعد از ظهر سگی، سرپیکو، شبکه،حرفه خانوادگی و پیش از آن که شیطان بداند مرده ای از آثار این کارگردان فوق العاده است.

سیدنی لومت دیروز فوت شد و اگر چه سینمای جهان یادگار تازه ای از او نخواهد داشت اما کارهای او از سکه نخواهد افتاد.

توجه این کارگردان کهنه کار و صاحب سبک به موضوع خانواده یکی از مسائلی بود که در همه فیلم هایش وجود داشت.

توجه دائم لومت به ارزش های انسانی و حفظ کرامت انسانی وسوسه ام می کند که با غیض بگویم سیدنی لومت بیشتر از کارگردان های ارزشی ما به سینمای متعهد اعتقاد داشت یا لا اقل به آن عمل می کرد.

  نظرات ()
«manoto tv» بلد است چطور خودکشی کند! نویسنده: لقمان یدالهی - ٢٠ فروردین ۱۳٩٠

 

 این روزها «manoto tv» بدون لفافه و صریح حرف می زند. تحت عنوان پخش مستند تفنگداران آمریکا، دفاع شخصی را آموزش می دهد و جوانان را به نزاع خیابانی تشویق می کند، اتانازی یا "مرگ خود خواسته" را تجویز می کند در حالی که اتانازی حتی در اتحادیه اروپا هم کاملا مورد پذیرش واقع نشده و در رسانه های عمومی به آن پرداخته نمی شود... نگاه مثبتش به همجنس گرایی را ابراز می کند و با این که «من و تو» در ابتدا از پخش تصاویر منافی عفت خودداری می کرد، این روزها مدام خطوط قرمزش را  گشاد تر می کند و از نمایش بی کم و کاست عریانی دریغ نمی کند.

لحن تفسیر سیاسی  «manoto tv» به حدی جهت دار، رو و غیر حرفه ای است که گویا   برنامه از تلویزیون مجاهدین خلق پخش می شود. «من و تو» به لحاظ ادبیات سیاسی به تلویزیون مجاهدین خلق نزدیک شده هر چند به لحاظ فرهنگی دلیلی برای جانماز آب کشیدن نمی بیند. ضمن آن که اصلا لازم نیست خیلی سختی بکشیم و زور بزنیم تا بفهمیم بخش سیاسی «manoto tv»بیشتر از آن که ضدیت با جمهوری اسلامی را نشان دهد ضد ایرانی است.

اگرچه «manoto tv» در ابتدای کار توانست نظر مخاطبان سنتی را جلب کند اما بی تردید اعتماد مخاطبانش را به زودی از دست خواهد داد.

« manoto tv » دیگر نمی تواند فیگورهای عام المنفعه و خیرخواهانه اش را برای طولانی مدت حفظ کند و این یعنی سقوط.

  نظرات ()
تازه فهمیدم «لولو» اسم رمز کدام عملیات بوده نویسنده: لقمان یدالهی - ٤ فروردین ۱۳٩٠

 

شطحیات یک ذهن خواب آلوده

 

1- رزماری تازه عروسی است که با همسرش به یک آپارتمان بزرگ و قدیمی نقل مکان کرده است. شوهر رزماری یک بازیگر دست چندم تیزرهای تلویزیونی است و چندان آتیه ای برای کارش نمی بیند. با وارد شدن رزماری و شوهرش به آپارتمان قدیمی، همسایه دیوار به دیوار که پیرمرد و پیرزن تنهایی هستند با آن ها گرم می گیرند. سر و صداهای مرموزی هر شب از خانه مجاور شنیده می شود.

رزماری در یک شب رعب انگیز طی یک کابوس مخوف و اسرار آمیز باردار میشود. پیرمرد و پیرزن همسایه با رزماری صمیمی تر میشوند و مدام معجون هایی را به رزماری می خورانند. رزماری که روزبروز نزارتر و ضعیف تر می شود و به معجونهای پیرزن همسایه شک می کند. رفتار شوهر رزماری هم شک برانگیز است، مخصوصا نوع روابط صمیمانه همسر رزماری با پیرمرد و رفت و آمدهای مکرر او به خانه مجاور زن باردار را بیشتر عذاب می دهد. طولی نمی کشد که مرد همسایه شوهر رزماری را به جایگاه حرفه ای موفقی می رساند؛ ظاهرا او از روابط و قدرتی که دارد برای ارتقای شوهر رزماری مایه گذاشته است.

رزماری فارغ می شود. کابوس مخوف رزماری رویای صادقه بوده و کسی که با او همبستر شده کسی نبوده جز ابلیس. رزماری فرزند ابلیس را در شکم داشته. به بیان مسیحیت شوهر رزماری برای رشد و پیشرفت دنیایی، روحش را به شیطان فروخته است.

رزماری می فهمد که خانه مجاور مرکز تجمع گروهی شیطان پرست بوده که زندگی او را بازیچه قرار داده اند. او نمی تواند ولد شیطان را بپذیرد و قصد فرار دارد اما در سکانس پایانی تسلیم حیله ی شیطان می شود. مهر مادری رزماری را مجبور می کند به ولد شیطان شیر بدهد.

 

2- چند روزی است که فیلم «بچه ی رزمای» مدام برایم تداعی می شود. این تداعی هم البته بی علت نیست. یک سوال هست که ذهنم را درگیر کرده : چطور می شود یکی از رفقای قدیمی بدون سابقه کار و صرفا با سفارش آقاجانش بشود مدیرکل امور مجلس و استان های یک نهاد دولتی؟ یا دوستان دیگری ... ولش کن گفتنش باعث تکدر خاطر می شود!

 

3-   هرچند من دیرباورتر از آن هستم که ماجرای جن و جنگیری و توسلات شیطانی بعضی مسئولان را بپذیرم اما اگر فرمایشات آقای مصباح و جمعی دیگر از علما صحیح باشد معاملاتی در سطوح کلان انجام شده که یک طرف معامله قطعا از نسل آدمی زاد نبوده و به طور کل حالا می فهمم که آن ممه ای را که می گفتند، کدام لولو خورد و تازه فهمیدم که این «لولو» اسم رمز کدام عملیات بوده است.

 

4- به نظرم این هایی که گفته ام واقعیت خارجی ندارند! اصلن لولو برای ترساندن اطفال است و اجنه و شیاطین برای ترساندن بزرگان؛ تا آدمیزاد هست ابلیس کاره ای نیست.

  نظرات ()
پخش تصویر حضرت عباس (ع) و تکرار تاریخ نویسنده: لقمان یدالهی - ٩ بهمن ۱۳۸٩

 

درست از زمانی که خبر پخش تصویر کاوه فتوحی بازیگر نقش حضرت عباس (ع) منتشر شد تا کنون خبرهای مختلفی شنیده ایم و عکس العمل های متفاوتی را شاهد بوده ایم. آن چه مسلم است صدا و سیمای جمهوری اسلامی هرگز به پخش این تصاویر اقدام نخواهد کرد و بهتر است بدانید موضوع تا همین جا تمام شده است و اما این که آقای میرباقری در آخرین اظهار نظرش اعلام می کند که هنوز برای پخش یا عدم پخش این تصاویر تصمیمی نگرفته علتش را باید در جای دیگری جستجو کرد.به عبارت دیگر با توجه به حساسیت های موجود و نظراتی که مراجع عظام درباره پخش این تصاویر اعلام کرده اند، سفارش دهنده ی این سریال یعنی رسانه ملی مجوز پخش چهره این بازیگر را قطعا صادر نخواهد کرد.

اما این حساسیت ها را چطور میشود توجیه کرد و چه دلیلی برای آن وجود دارد؟ جدا از دلایلی که تا کنون برای مخالفت با پخش این تصاویر اعلام شده بد نیست نگاهی گذرا به تاریخ هنر داشته باشیم. با مراجعه به تاریخ هنر و بررسی سیر تطور تصاویر قدیسان در ادیان مختلف شاید بتوانیم الگویی را برای آن ترسیم کنیم.

برای ریشه یابی این موضوع بهتر است به این پرسش پاسخ بدهیم که تولد سینما به چه زمانی باز میگردد؟ به دوران برادران لومیر؟ به زمان اختراع اولین دوربین عکاسی و یا زمان اختراع الکتریسیته؟ هیچ کدام.

ریشه های شکل گیری پدیده سینما به ادوار پیش از انقلاب صنعتی اروپا و قرن ها پیش از آغاز عصر مدرنیته باز می گردد. اگر بخواهیم از نقاشی های انسان های اولیه صرف نظر کنیم ( نقاشی هایی که حکایت هایی را از نحوه شکار جانوران به تصویر می کشیدند و داستانی را روایت می کردند) و شاید اجداد و اعقاب فیلم های سینمایی دینی چیزی جز نقاشی های در و دیوارهای کلیساهای اروپایی نباشد.

پیش از رنسانس، به تصویر کشیدن و نقاشی کردن داستان های عهد جدید و عهد قدیم همواره یکی از دلمشغولی های هنرمندان مشهور غرب بوده است. تصاویر انبیا و قدیسان همواره زینت بخش در و دیوار و سقف کلیساها و صومعه ها بوده. همت هنرمندان مغرب زمین در به تصویر کشیدن داستان های عهدین در حالی است که به گفته ی « آن شپرد» فیلسوف هنر حتی یهودیت هم نسبت به صورت گری همواره دافعه داشته و از به تصویر کشیدن تورات طفره می رفته است.

- میراث شگفت انگیز نقاشان و مجسمه سازان بنام مغرب زمین مانند میکل آنژ، رافائل، داوینچی و برنینی و اساتید دیگر، گویای حکایتی جذاب است که چگونه آباء کلیسا با تزئین صومعه ها و کلیساهای جامع تلاش می کردند تا پیروان بیشتری را به سوی کلیسا جلب کنند -

با سپری شدن قرون وسطی و ظهور رنسانس مردم اروپا از مسیحیت و کلیسا خسته و رویگردان شدند و این جدایی جامعه ی اروپا از دین به هنر مسیحی هم سرایت کرد. همان طور که تا پیش از رنسانس چهره مریم مقدس و حضرت مسیح همواره در احاطه ی اکلیل مقدس (هاله ی نور) به تصویر کشیده می شد و این نقاشی های روحانی با معصومیت و نجابت خاصی بر روی دیوار و سقف کلیساها نقش می بست. با رویگردانی مردم اروپا از پاپ و کلیسا و آغاز موج دین گریزی اروپایی ها رفته رفته هنر مسیحی از فضای روحانی خود دور شد.

همزمان با رویگردانی مردم اروپا از دین، نقاشی ها از حیا و نجابت تهی می شود. کرشمه، خود نمایی و زیبایی های جسمانی جای خود را در بین مجسمه ها و نقاشی های آیینی باز می کند.

با این معیار تصاویری که از قدیسان، مسیح و مریم مقدس در این دوره تاریخی کشیده شده به راحتی قابل شناسایی هستند و به راحتی می توان تاریخ خلق اثر را تعیین کرد. مهم ترین ویژگی این آثار آن است که کمال در این نگاره ها و این پیکره ها با زیبایی های اروتیک و مادی تفسیر شد و قداست ها کنار رفت.

این نقطه ی شروع قداست شکنی در صورت گری است و چه بسا این قداست شکنی ها از وقتی شروع شد که نقش اولیا و قدیسین ولو با نجابت و آزرم بر روی دیوار و سقف کلیساهای ایتالیا نقش بست. این آغازی بود بر تصور و تجسم بخشیدن به خیالات مردم متدینی که تصویر ذهنیشان از مقدسات به اندازه فهمشان از دین بود. به این ترتیب هنر به جای آن که به تقدیس اولیای دین بپردازد سعی در این داشت که با نقاشی و پیکر تراشی به معارف وحیانی و صورت خیال، تجسم و تجسد ببخشد.

اگر بپذیریم که سینمای دینی پایش را جای پای نقاشی ها و پیکره های دینی گذاشته و به همان راه می رود پس بهتر است این را هم باور کنیم که تصویر سازی از اولیای دین هم در نهایت به همین سرنوشت مبتلا می شود.

این همان خطی ست که تاریخ هنر آن را به خوبی تجربه کرده و از سر گذرانده است و احتمالا علمای دین از تکرار این تجربه می هراسند. مباد که در ادامه ی این خط، سرنوشت صورت گری دینی به فیلم هایی نظیر آخرین وسوسه ی مسیح و امثال آن منجر شود.

هر چند این راه به نوعی در هنر مسیحی تجربه شده و به نتایج اسفناکی منجر شده اما عده ای هم بر این عقیده هستند که می توان با حرکتی حساب شده و حفظ حرمت ها و قداست ها به نتیجه ای متفاوت و درخشان دست پیدا کرد. گروه دوم عمدتا منتقدین سینما و تکنیسین ها هستند و بر این باورند که نمایش چهره ی نقش های خاص به جذابیت و تاثیر گذاری فیلم وسریال کمک می کند. این گروه نمایش این چهره ها را برای تاثیرگذاری بیشتر ضروری می دانند.

 

  نظرات ()
مطالب قدیمی تر »
آخرین یادداشت های من روایت های افکتیو در قرآن کریم توهین به اسلام در تیزر رسانه ملی قتل، یقتل، قتلا... اگر عقل نیست؛ منبع لایزال جیب ملت که هست محبوب قلب عرب ها داگویل؛ داستان نابودی یک سگدانی دنبال تحلیل و استنتاج نیستم که! وقتی ال90 نبود امام علی چه می کرد؟ وقتی از نجابت حرف می زنیم از چه چیزی حرف می زنیم؟ پای جن و پری را به سیاست باز نکنید
پیشنهاد من باشگاه اندیشه اکبر عاشوری پایگاه خبری فیلم کوتاه حسین کچوییان حمید نساج خبرنگاری تلویزیون رضا داوری اردکانی رضا ساکی سعید زیباکلام عبدالله شهبازي علیرضا دباغ محمدرضا مانی فر وحید یامین پور یه مرد جوون