لقمان یدالهی
ایمیل نویسنده
نشان
نویسنده لقمان یدالهی
آرشیو وبلاگ
      در عدم (...)
استفراغ اطلاعات نویسنده: لقمان یدالهی - ٢٥ دی ۱۳۸٧

 


در تبلیغات باید آستانه ی درک مخاطب و آستانه ی تحمل او حتما در نظرگرفته شود.یعنی یک پیام نباید آن قدر کم پخش شود که مخاطبش آن را نفهمد ونه تعداد دفعات پخش پیام آن قدر شدت پیدا کند که مخاطبش را "اوردوز" کند و واکنش معکوس او را به دنبال داشته باشد.

 سیمای جمهوری اسلامی در طول این 18 روز جنگ غزه با تاکتیک ویژه ای مخاطبان خود را بمباران تبلیغاتی کرد و پیام های آن تا حدود زیادی از آستانه ی تحمل مخاطبانش خارج شد.

شاید بهتر بود سیاست گذاران سازمان صدا وسیما قبل از این که حجم تبلیغات شدت بگیرد به امکان طولانی و فرسایشی شدن جنگ غزه هم فکر می کردند.

حالا که این جنگ شهری فرسایشی شده و طولانی، اگر حجم تبلیغات تلویزیون ملی ایران پایین بیاید در آن طرف مرزها این ظن به وجود می آید که ایران در دفاع از حماس دچار تردید شده یا قصد تعدیل سیاست هایش را در قبال جنگ حماس و اسراییل دارد.

اکنون تلویزیون با سرعتی سرسام آور در سراشیبی تبلیغات می دود بی ان که توجه کند که دیر یا زود مخاطبانش در داخل مرزهای ایران دچار سرگیجه و استفراغ اطلاعات خواهند شد.

ممکن است بتوانیم  رهبری افکار عمومی خاور میانه را در دست بگیریم اما حتما با سیاست های غلط رسانه ای، مخاطب خود را در داخل به این وسیله از دست خواهیم داد.

 

 

پی نوشت:


رادیو خجسته در پوشش جنگ غزه هوشمندانه تر و متعادل تر عمل کرد.



  نظرات ()
مگنولیا نویسنده: لقمان یدالهی - ۱٦ دی ۱۳۸٧

 

 

مگنولیا   محصول سال ١٩٩٩ میلادی و ساخته ی دست کارگردانی جوان است که در تمامی آثار ساختارشکنانه اش نگاهی ویژه به زندگانی انسان مدرن و ابتلاءاتش دارد.

سرگشتگی های انسان امروز و واماندگی او یگانه حرفی است که او می داند چطور باید روایتش کرد و در همین مسیر او توانسته ٣ فیلم اثر گذار بسازد.

مگنولیا روایتی ٣ ساعته است از زندگی ١٠ شخصیت که در تنگنای زندگی گیر کرده اند و در طول فیلم در می یابند که  راه زندگی را به خطا رفته اند و چاره ی کار را در صداقت و اعتراف به گناه هایشان می یابند.

یک مجری برنامه های گیم شو که به همسرش خیانت کرده و حتی دخترش هم از این تجاوزها درامان نبوده است، دختری که در پی تجاوز پدرش دچار مشکلات روانی شده و به موار مخدر روی آورده ، یک زن خانه دار که به شوهرش خیانت کرده، یک تهیه کننده ی تلویزیون که پس از یک عمر عیاشی و رها کردن خانواده اکنون در بستر مرگ افتاده و آرزوی دیدن پسرش را دارد، پرستاری که با جستجو به دنبال پسر تهیه کننده به دنبال تسکین آلام درونی خودش است، پسری که به خاطر بی مسوولیتی پدرش در دوران جوانی اکنون در فکر انتقام گیری از پدرش است،یک کودک نابغه که قهرمان مسابقه های تلویزیونی است و پدر او که از قبل فرزندش نان می خورد و تمام همتش صرف این می شود که کودکش را  وادار  به شرکت در مسابقات کند و یک نابغه که پس از اصابت صاعقه اکنون شعورش را از دست داده و در فکر سرقت از محل کارش است این ها نمونه ای از شخصیت هایی است که کارگردان فیلم به تصویر کشیده است.

وجه اشتراک این افراد در این فیلم پشیمانی این کاراکترها از گناه ها و کردارشان است و دیگر این که؛ با این که به اشتباه بودن مسیر زندگی شان اقرار می کنند اما تا پایان فیلم نمی دانند اشتباهشان را  چطور باید جبران کنند و طبق باورهای کلیسایی به همان اعتراف کردن بسنده می کنند در حالی که  زندگی هیچ کدام از این کاراکترها پس از اقرار وضعیت بهتری پیدا نمی کند و زندگی شخصیت ها در هاله ای از ناامنی و بی ثباتی ادامه می یابد.

شاید سکانس بارش قورباغه از آسمان در اواخر فیلم دلیلی بر همین مدعا باشد. این سکانس  اشاره به بارش قورباغه بر سر بنی اسراییل دارد که در تورات از آن یاد شده  و این عذاب به خاطر اصرار بنی اسراییل بر کردار غلطشان بوده است .

هرچند کارگردان فیلم وانمود می کند که  این موضوع کاملا تصادفی و یک اتفاق عجیب است و به این ترتیب به بیننده ی تیزهوشش القا می کند که خود سازنده ی اثر هم در این سرنوشت با کاراکترها شریک است، او هم اقرار می کند که تنها منتقد وضعیت موجود است و از وضعیت مطلوب و راه درست اطلاعی ندارد.

مگنولیا اثری است درباره ی انسان مدرن. انسانی که قرار است همه چیز را با علم  تفسیر کند  تا جایی که حتی عذاب الهی را یک موضوع کاملا تصادفی تلقی می کند.

 

 

  نظرات ()
رادیو؛ رسانه ی بحران نویسنده: لقمان یدالهی - ۱٥ دی ۱۳۸٧

 

 

گفته اند رادیو رسانه ی زمان بحران است.درستی این حرف برای اروپایی ها در دو جنگ جهانی و برای ما در سال های جنگ هشت ساله اثبات شد طوری که  آن روزها را دوران طلایی رادیوی ایران قلمداد کرده اند.و حالا بسیاری از مدیران رادیو در پی بازگرداندن این رسانه به آن روزهای طلایی هستند.

شاید دست و پازدن برنامه سازها برای به دست آوردن مخاطبان جدید و پرشمار به هر قیمتی برای رسیدن به همان دوران طلایی باشد.با یک رصد ساده در شبکه های صدا می توان به سادگی به همین نتیجه رسید که جذب مخاطب را در دستور کار خود قرار داده اند.

با تنوع و تکثر رسانه ها در این عصر و دسترسی ساده به "چند رسانه ای ها" ، تی وی موبایل ها ، تلویزیون های محلی و ماهواره ای ، گیم های کامپیوتری به نظر می رسد در شرایط عادی و غیر بحرانی این رسانه فاقد جذابیت های لازم برای جلب نظر مخاطبان باشد اما در زندگی شهری امروز می توان به بسترهایی اشاره کرد که شرایط را برای شنیده شدن این رسانه محیا می کند.در این میان می توانیم ازترافیک یاد کنیم که مردم را مجبور می کند دقایق بیشتری را در اتومبیلشان بگذرانند و به ناچار برنامه های به ظاهر شاد و وقیحانه ی رادیو را بشنوند.

اما یک راه بسیار ساده و مطمین برای رسیدن به این دوران طلایی وجود دارد وآن بحران سازی است که رادیو در حال حاضر لا اقل در حوزه ی فرهنگ به این مساله می پردازد .

 

  نظرات ()
آخرین یادداشت های من چه کسانی ساز شاهین نجفی را کوک کرده اند؟! خدایش بیامرزد ایستاده با مشت روایت های افکتیو در قرآن کریم توهین به اسلام در تیزر رسانه ملی قتل، یقتل، قتلا... اگر عقل نیست؛ منبع لایزال جیب ملت که هست محبوب قلب عرب ها داگویل؛ داستان نابودی یک سگدانی دنبال تحلیل و استنتاج نیستم که!
پیشنهاد من اتفاقات چهارشنبه باعث وهن جمهوری اسلامی شد رقابت تخریبی سازمان تبلیغات با اوقاف مرده خوری جناب وزیر ارشاد ممنوعیت نمایش "جدایی نادر از سیمین" در مصر باید از رفتن امثال فرهادی خوشحال باشیم؟ چرا جدایی نادر از سیمین فیلمی متفاوت است؟ (حمید نساج) خاستگاه اجتماعی تاریخی سکولاریسم( حسین کچوییان) «ملكه» به سينما اميدوارمان كرد (یامین پور) اسکار، اسکار که می‌گفتن همین بود! (یزدان سلحشور) تو را به نام کوچک‌ات صدا می‌زنند (رضا ساکی)