بریم سراغ سند چشم انداز ملی.
١.ما بر اساس این سند قراره که به قدرت اول منطقه تبدیل بشیم، به عبارت دیگه باید در عرض 20 سال در ابعاد فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی توسعه یافته ترین کشور خاور میانه باشیم.
سوال: بعد از 20 سال اگه خواستیم درباره ی پیشرفتمون قضاوت کنیم و اگه خواستیم ببینیم که چقدر از مسیر توسعه رو پیمودیم ملاک ما چیه؟
جواب: ما در این سند قراره تا کشور برتر منطقه باشیم یعنی خودمون رو با کشورهای همسایه داریم مقایسه می کنیم و شاخص رشد ما همین کشورها هستند.
٢. الگوی توسعه کشورهای همسایه مثل امارات، ترکیه، عربستان سعودی و... همون الگوی آمریکایی ست که بر اساس اون مردم به خوردن و مصرف بیشتر تشویق می شن تا حجم تولید بالا بره، هزینه ی تولید با این افزایش تیراژ سرشکن بشه و در نهایت سرمایه گذاران به سود خود برسن و صنعت هم رونق پیدا کنه. این همون الگوی توسعه نظام لیبرال سرمایه داریه که ما با اون سر جنگ داشتیم.
٣. اگر شاخص رشد ما این کشورهای آمریکایی شده باشن ما باید یا الگوی چشم انداز و شاخصمون رو عوض کنیم ویا باید مثل اونها آمریکایی ملعون بشیم و یا اینکه قید رشد و توسعه رو بزنیم و البته یک راه دیگه هم هست که خیلی سخته؛ استفاده از آموزه های دین و فرهنگ ایرانی برای تدوین الگوی توسعه بومی.
اگر ادعا می کنید که یک همچین الگوی بومی قابل مطالعه ای هست و می شه از بین تعالیم دینی اون رو استخراج کرد من نه تنها با شما مخالفتی نمی کنم بلکه کیف هم می کنم اما یادتون باشه که اگر الگوی توسعه ما بومی و خودی باشه ما دیگه ترازویی برای وزن کردن خودمون و شرکت در وزن کشی به همراه سایر رقبا نخواهیم داشت و نمی تونیم درباره ی مسیری که پیمودیم داوری و قضاوتی بکنیم. بسیاری از نیازهای مدرن الان رو باید کنار بگذاریم و باید برای خودمون نیازهای جدیدی طراحی کنیم این به این معناست که ما جهان دیگری برای خودمون ساختیم و زبان دیگه ای برای حرف زدن گشودیم.زبانی که در جهان لیبرا ل سرمایه داری هیچ معادل و ترجمه ای نخواهد داشت. معنای این حرف شاید انزوا باشه و یا دو قطبی شدن جهان.
====================================================
پانویس:
معناش هر چی می خواد باشه فقط چون خوابم نمی برد نشستم و اینا رو نوشتم. چه وقتی ازت ضایع شد! طفلکی تو!
