لقمان یدالهی
ایمیل نویسنده
نشان
نویسنده لقمان یدالهی
آرشیو وبلاگ
      در عدم (...)
آن چه شیران را کند روبه مزاج احتیاج نیست! نویسنده: لقمان یدالهی - ۳٠ فروردین ۱۳٩٠

عکس زیر را امشب، در بازار موبایل ایران گرفتم.

 بنر توی عکس، یک برنامه رادیویی را تبلیغ می کند که از محل بازار موبایل ایران روی آنتن شبکه جوان می رود.

بالا رفتن هزینه تولید و کمبود بودجه باعث شده تا شبکه های مختلف تلویزیون و رادیو به سمت تامین بودجه از طرق مختلف حرکت کنند. با این که هزار و یک روش برای درآمدزایی در رسانه های مختلف وجود دارد اما انتخاب چیزهایی که نوک ما دماغ چسبیده در اولویت قرار گرفته است؛ دست مریزاد.

مهم ترین مساله در صنعت رسانه در تمام دنیا موضوع درآمد زایی است. لذا در تلویزیون و سینمای غرب به گونه ای از روش های کستینگ استفاده می شود که فیلم قبل از پایان مرحله تولید به سوددهی می رسد و تمام هزینه های خود را بازمی گرداند.

این روش ها حتی می توانند به درآمدزایی در مطبوعات و حتی رادیو کمک کنند.

 ما رسانه ای ها چقدر با کستینگ آشنا هستیم؟!

استدیو رادیو بازار موبایل ایران

  نظرات ()
آقا شما فیلم نساز؛ برو ماستت را بخور نویسنده: لقمان یدالهی - ٢۱ فروردین ۱۳٩٠

پیش می آید که آدم کلا از انجام یک کار معمول و عادی متنفر می شود. چندش؛ تنها کلمه ای است که می شود برایش احضار کرد. مثل این که گاهی با خوردن هر نوع غذایی دچار انزجار می شود و اگر هم بخورد طبعش سردی می کند و نیاز به مسهل پیش می آید برای دفع سنگینی مزاج.

و طبق همین قاعده روزهایی در زندگی آدم هست که  دل به دیدن هیچ نوع فیلمی رضا نمی دهد و اگر فیلم ببیند باید دوره بیافتد و برود هوا خوری و تنظیم باد کله (با بادهای دیگر مشتبه نشود) تا ثقل فیلم از سرش بیافتد و ذهنش سبک شود.

اما فیلم های سیدنی لومت جزو آن هایی است که ثقل ذهن نمی آورد و بعد از دیدن نیاز به هیچ نوع عرق نعنا و شاتره نیست و با هر بار دیدن بیننده لذت اولین تماشا را زیر دندانش حس می کند.

بعد از ظهر سگی، سرپیکو، شبکه،حرفه خانوادگی و پیش از آن که شیطان بداند مرده ای از آثار این کارگردان فوق العاده است.

سیدنی لومت دیروز فوت شد و اگر چه سینمای جهان یادگار تازه ای از او نخواهد داشت اما کارهای او از سکه نخواهد افتاد.

توجه این کارگردان کهنه کار و صاحب سبک به موضوع خانواده یکی از مسائلی بود که در همه فیلم هایش وجود داشت.

توجه دائم لومت به ارزش های انسانی و حفظ کرامت انسانی وسوسه ام می کند که با غیض بگویم سیدنی لومت بیشتر از کارگردان های ارزشی ما به سینمای متعهد اعتقاد داشت یا لا اقل به آن عمل می کرد.

  نظرات ()
«manoto tv» بلد است چطور خودکشی کند! نویسنده: لقمان یدالهی - ٢٠ فروردین ۱۳٩٠

 

 این روزها «manoto tv» بدون لفافه و صریح حرف می زند. تحت عنوان پخش مستند تفنگداران آمریکا، دفاع شخصی را آموزش می دهد و جوانان را به نزاع خیابانی تشویق می کند، اتانازی یا "مرگ خود خواسته" را تجویز می کند در حالی که اتانازی حتی در اتحادیه اروپا هم کاملا مورد پذیرش واقع نشده و در رسانه های عمومی به آن پرداخته نمی شود... نگاه مثبتش به همجنس گرایی را ابراز می کند و با این که «من و تو» در ابتدا از پخش تصاویر منافی عفت خودداری می کرد، این روزها مدام خطوط قرمزش را  گشاد تر می کند و از نمایش بی کم و کاست عریانی دریغ نمی کند.

لحن تفسیر سیاسی  «manoto tv» به حدی جهت دار، رو و غیر حرفه ای است که گویا   برنامه از تلویزیون مجاهدین خلق پخش می شود. «من و تو» به لحاظ ادبیات سیاسی به تلویزیون مجاهدین خلق نزدیک شده هر چند به لحاظ فرهنگی دلیلی برای جانماز آب کشیدن نمی بیند. ضمن آن که اصلا لازم نیست خیلی سختی بکشیم و زور بزنیم تا بفهمیم بخش سیاسی «manoto tv»بیشتر از آن که ضدیت با جمهوری اسلامی را نشان دهد ضد ایرانی است.

اگرچه «manoto tv» در ابتدای کار توانست نظر مخاطبان سنتی را جلب کند اما بی تردید اعتماد مخاطبانش را به زودی از دست خواهد داد.

« manoto tv » دیگر نمی تواند فیگورهای عام المنفعه و خیرخواهانه اش را برای طولانی مدت حفظ کند و این یعنی سقوط.

  نظرات ()
تازه فهمیدم «لولو» اسم رمز کدام عملیات بوده نویسنده: لقمان یدالهی - ٤ فروردین ۱۳٩٠

 

شطحیات یک ذهن خواب آلوده

 

1- رزماری تازه عروسی است که با همسرش به یک آپارتمان بزرگ و قدیمی نقل مکان کرده است. شوهر رزماری یک بازیگر دست چندم تیزرهای تلویزیونی است و چندان آتیه ای برای کارش نمی بیند. با وارد شدن رزماری و شوهرش به آپارتمان قدیمی، همسایه دیوار به دیوار که پیرمرد و پیرزن تنهایی هستند با آن ها گرم می گیرند. سر و صداهای مرموزی هر شب از خانه مجاور شنیده می شود.

رزماری در یک شب رعب انگیز طی یک کابوس مخوف و اسرار آمیز باردار میشود. پیرمرد و پیرزن همسایه با رزماری صمیمی تر میشوند و مدام معجون هایی را به رزماری می خورانند. رزماری که روزبروز نزارتر و ضعیف تر می شود و به معجونهای پیرزن همسایه شک می کند. رفتار شوهر رزماری هم شک برانگیز است، مخصوصا نوع روابط صمیمانه همسر رزماری با پیرمرد و رفت و آمدهای مکرر او به خانه مجاور زن باردار را بیشتر عذاب می دهد. طولی نمی کشد که مرد همسایه شوهر رزماری را به جایگاه حرفه ای موفقی می رساند؛ ظاهرا او از روابط و قدرتی که دارد برای ارتقای شوهر رزماری مایه گذاشته است.

رزماری فارغ می شود. کابوس مخوف رزماری رویای صادقه بوده و کسی که با او همبستر شده کسی نبوده جز ابلیس. رزماری فرزند ابلیس را در شکم داشته. به بیان مسیحیت شوهر رزماری برای رشد و پیشرفت دنیایی، روحش را به شیطان فروخته است.

رزماری می فهمد که خانه مجاور مرکز تجمع گروهی شیطان پرست بوده که زندگی او را بازیچه قرار داده اند. او نمی تواند ولد شیطان را بپذیرد و قصد فرار دارد اما در سکانس پایانی تسلیم حیله ی شیطان می شود. مهر مادری رزماری را مجبور می کند به ولد شیطان شیر بدهد.

 

2- چند روزی است که فیلم «بچه ی رزمای» مدام برایم تداعی می شود. این تداعی هم البته بی علت نیست. یک سوال هست که ذهنم را درگیر کرده : چطور می شود یکی از رفقای قدیمی بدون سابقه کار و صرفا با سفارش آقاجانش بشود مدیرکل امور مجلس و استان های یک نهاد دولتی؟ یا دوستان دیگری ... ولش کن گفتنش باعث تکدر خاطر می شود!

 

3-   هرچند من دیرباورتر از آن هستم که ماجرای جن و جنگیری و توسلات شیطانی بعضی مسئولان را بپذیرم اما اگر فرمایشات آقای مصباح و جمعی دیگر از علما صحیح باشد معاملاتی در سطوح کلان انجام شده که یک طرف معامله قطعا از نسل آدمی زاد نبوده و به طور کل حالا می فهمم که آن ممه ای را که می گفتند، کدام لولو خورد و تازه فهمیدم که این «لولو» اسم رمز کدام عملیات بوده است.

 

4- به نظرم این هایی که گفته ام واقعیت خارجی ندارند! اصلن لولو برای ترساندن اطفال است و اجنه و شیاطین برای ترساندن بزرگان؛ تا آدمیزاد هست ابلیس کاره ای نیست.

  نظرات ()
آخرین یادداشت های من چه کسانی ساز شاهین نجفی را کوک کرده اند؟! خدایش بیامرزد ایستاده با مشت روایت های افکتیو در قرآن کریم توهین به اسلام در تیزر رسانه ملی قتل، یقتل، قتلا... اگر عقل نیست؛ منبع لایزال جیب ملت که هست محبوب قلب عرب ها داگویل؛ داستان نابودی یک سگدانی دنبال تحلیل و استنتاج نیستم که!
پیشنهاد من اتفاقات چهارشنبه باعث وهن جمهوری اسلامی شد رقابت تخریبی سازمان تبلیغات با اوقاف مرده خوری جناب وزیر ارشاد ممنوعیت نمایش "جدایی نادر از سیمین" در مصر باید از رفتن امثال فرهادی خوشحال باشیم؟ چرا جدایی نادر از سیمین فیلمی متفاوت است؟ (حمید نساج) خاستگاه اجتماعی تاریخی سکولاریسم( حسین کچوییان) «ملكه» به سينما اميدوارمان كرد (یامین پور) اسکار، اسکار که می‌گفتن همین بود! (یزدان سلحشور) تو را به نام کوچک‌ات صدا می‌زنند (رضا ساکی)